تبليغاتX
همیشه عاشق کلام
ما ظاهرا رفیقان بس نا رفیق بودیم... 

ياري اندر كس نمي بينمٍٍ، ياران را چه شد!!!

 

نامه اي به مرد هميشه سرافراز ايران "احمد باطبي"

( http://www.1378.blogfa.com  )

 

گرچه مسلخ را قناريان عاشق سکني شده است ،

 

 گرچه پنجره ها رو به تهي باز مي شوند و درختان

 

 را شور بهار مرده ، گرچه صداي پاي هيچ سوار

 

عاشقي خواب جاده رابر نمي آشوبد و ثانيه ها را

 

 رمق زنده ماندن نيست ، گرچه شکوه دلاوري مرده

 

 ،بغض حنجره هايمان را ميهمان اند و سوداي هيچ

 

 شرري در شريان هاي خشکيده بودنمان نيست ،

 

 آسمان هر شب قصه ابابيل مي بارد و سوز

 

طوفان نوح استخوان سوز شده ، گرچه ياران را

 

صلاي هيچ فريادي نيست که طاعون به جان

 

 شهرمان افتاده که دريوزگان را سروري داده اند و

 

سياهه فساد جاي قرص خورشيد را گرفته اما بهار

 

 مي آيد .پشت تاريک ترين دريچه شهر ، خورشيد تو

 

 را مي خواند که هيچ ميله زنداني به قد قامت

 

خورشيد نخواهد رسيد که شب اگر تمام دريچه

 

هاي زيستن را مسدود کرده انتظار نور در يد بيضاي

 

 تو ، طلوع را نويد مي دهد

 

هر انسان را از بودن سهمي است و سهم هر

 

 انسان اشاره اي است . تو که چون نمادي بر تارک

 

 فعل آزادي مي درخشي سهمي بزرگ از اشاره

 

 مان هستي

 

باز مي گردي مي دانيم که با هم به هلهله مي

 

نشينيم آزادي را در کوچه هاي شهر که ديگر هيچ

 

مدرسه اي به زندان تن نمي دهد و هيچ کوچه اي

 

بن بست نخواهد بود. مي آيي و همراه تو هي هي

 

 و هي هايمان دل تمامي لاله هاي باران خورده را

 

مي شکند و آنگاه بغض رهاي فروخورده شلاقشان

 

 را بر گرده استبداد مي نشاند که عمر اين دروغ

 

 وضع قتال صفت رو به پاياني است . براي تو تا

 

 رهايي مي رويم چرا که آزادي بدون تو ترجمان

 

برده گي است . مي دانيم مي آيي

 

احمد عزيز

 

 برقرار باش که قرارمان از پايداري توست

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه نهم اسفند 1385 و ساعت 18:8
بی همگان... 

 

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمی شود

داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود

بي تو براي شاعري واژه خبر نمي شود

بغض دوباره ديدن ات هست و بدر نمي شود

فكر رسيدن به تو فكررسيدن به من

از تو به خود رسيده ام اين كه سفر نمي شود

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود

دلم اگر به دست تو به نيزه اي نشان شود

براي زخم نيزه ات سينه سپر نمي شود

صبوري و تحمل ات هميشه پشت شيشه ها

پنجره جز به بغض تو ابري و تر نمي شود

بي همگان به سر شود بي تو به سر ننمي شود

داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود

صبور خوب خانگي شريك ضجه هاي من

خنده ي خسته بودنم زنگ خطر نمي شود

حادثه ي يكي شدن حادثه يي ساده نبود

مرد تو جز تو از كسي زير و زبر نمي شود

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود

به فكر سر سپردن ام به اعتماد شانه ات

گريه يي بخشايش من كه بي ثمر نمي شود

هميشگي ترين من لاله ي نازنين من

بيا كه جز به رنگ تو دگر سحر نمي شود

 

بي همگان به سر شود بي تو به سر نمي شود

داغ تو دارد اين دلم جاي د گر نمي شود

 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 و ساعت 10:21
انرژی هسته ای حق مسلم ماست؟؟!! 

سلام به همه ي عزيزان...

هرایرانی با شنيدن عبارت "انرژي هسته اي"ياد اختلافات ايران و غربي ها مي افته.آيا با اين همه نقض حقوق بشر در ايران گشور هاي دنيا بايد به ايران اعتماد كنند؟!!و در كل آيا پا فشاري روي غني سازي اورانيم به نفع ايران تموم ميشه؟؟!! بايد به انتظار نشست وديد.

 

بلاخره بعد از كشمكش هاي فراوان ديديد كه ايران از جانب اتحاديه اروپا تحريم شد.و مرحله ي اول اون در حال اجراست.اتحاديه اروپا يه فرصت 60روزه به ايران داده براي توقف غني سازي.ودر صورت توقف نكردن غني سازي از سوي دولت ايران،تحريم نهايي شامل حال ايران ميشه.

 

شايد چند روز پيش سخنراني احمدي نژاد رو در يكي از شبكه هاي تلويزيوني شنيده باشيد.به اعتقاد ايشون ما فقط وارد كننده ي" تعدادي اسباب بازي از اروپا هستيم و در توليدمواد خام صنايع به خود كفايي كا مل رسيده ايم" پس در صورت اجراي بند دوم تحريم،هيچ مشكلي دامن گير كشور نميشه!!!!!

آيا واقعا هيچ مشكلي به وجود نمياد؟؟آيا اگر اروپا حاضر نشه نفت ايران رو بخره،اقتصاد كشوربه هم نمي خوره؟؟!!(عربستان و كويت هم در مورد جبران كمبود نفت ايران به اروپا ok داد.)

قصد توهين به هيچ كس رو ندارم ولي معتقدم ايشون شعور و درك ملت ايران را به سخري گرفته و اونا رو كا ملا چهار پا حساب كرده.اميدواريم اگه اتفاقي براي وضع اقتصادي و... افتاد ايشان پاسخ گو باشند.

اميدواريم كه اين ماجرا هر چه زود تر به خوبي و خوشي تموم بشه.

 

هنوزم ، مي شه قربانيِ اين وحشت منحوس نشد
هنوزم ، مي شه تسليمِ شب و اسيرِ كابوس نشد
مي شه باز ، سنگر از ترانه ساخت و به قُرُق سر نسپرد
هنوزم مي شه عاشق شد و از ستاره مأيوس نشد

 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه دوازدهم دی 1385 و ساعت 19:38
استاد بیات هم رفت!! 

با سلام...

استاد بابك بيات آهنگساز آهنگ ساز جاودانه ى موسيقى ايران از ميان ما رفت.

به همين خاطر اين مطلب رو نوشتم كه مرحوم بيات رو بهتر بشناسيم. هرچند خيلي كوتاهه ولي خوندنيه:

اگر نگاهی به کارهای مرحوم بابک بیات داشته باشیم متوجه خواهیم شد که از کنار اسم بیات و بیات ها به سادگی نمی توان گذشت. آهنگهای خورجین، خاکستری ( روح بزرگوار )، خاتون،سبد،مولاى سبز پوش، تپش و سایه را برای ابی، بن بست، خورشید خانم، فریاد زیر آب و عروسک را برای داريوش، کتیبه و هیچکی مثل تو نبود را برای گوگوش به خاطر بیاورید. کارهایی که هرگز از پرونده درخشان موسیقی نوین ایران زمین پاک نخواهد شد.همچنين او با محمد اصفهانى نيز همكاري كرده كه از معروف ترين آنها ميتوان نون و دلقك را نام برد

ایشان بيش از صد اثر در زمینه موسیقی فیلم نيز خلق كرده اندكه از معروف ترين آنها مى توان به آثار درخشاني چون فرياد زير آب،شب آفتابى،سريال سلطان و شبان و...اشاره كرد.

روحش شاد و يادش گرامى .

خورجينم اگه قديمي
 اگه بي رنگه و پاره
براي تو اگه حتى
ارزش بردن نداره
واسه من بود و نبوده
هر چي که دارم همينه
خورجينى که قلب اين
 عاشق ترين مرد زمينه

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه یازدهم آذر 1385 و ساعت 18:23
گوگوش!! 

فائقه آتشین "گوگوش" در 18 بهمن سال1331 در خیابان سرچشمه در جنوب تهران دیده به جهان گشود.

نام پدر او صابر ونام مادرش فائزه بود که از شوروی سابق مهاجرت کرده و به ایران آمده و در تهران ساکن شدند.

گوگوش کلمه ای است ارمنی و نام مرد است.وقتی گوگوش کوچک بود یک خانواده ی ارمنی همسایه آن ها بودو نام پسر آنها گوگوش بود.سوپر استار موسیقی ایران"گوگوش"به دلیل علاقه ی فراوان به این اسم وقتی به شهرت رسیدآن را به عنوان لقب هنری خود برگزید.

پدر وی هنرمند و یک آکروبات بودو آن روزها بسیار پر طرفدار بود و مردم از بر نا مه های او استقبال می کردند.گوگوش کوچک نیز در بعضی موارد پدر را همراهی می کرد و از این رو در دوسه سالگی روی صحنه رفتن را تجربه کرد.پدر گوگوش به استعداد درونی وی در زمینه ی موسیقی پی برد و او را هر چه بیشتر به این هنر تشویق کرد.او در همان دوران کودکی وارد رادیو تلویزیون شد و استعداد ناب خود را بیش از پیش به همگان نشان داد.

گوگوش در بعضی کشور ها از جمله تا جیکستان شهرت و آوازه ی فراوان یافت و در این کشور به"شاهماهی موسیقی ایران"معروف شد.

وی ابتدا با "محمود قربانی" صاحب یکی از کافه های تهران ازدواج کرد.کامبیز خواننده جوان ایرانی پسر گوگوش و قربانی است.وی بعد از ازدواج با قربانی به دلیل مشکلاتی از وی طلاق گرفت و با بازیگر مشهور سینما "بهروز وثوقی"ازدواج کرد.و مدتی بعد با "مسعود کیمیایی" کارگردان کنونی سینما ازدواج کرد.

در آثار هنری گوگوش همکا ری های متعددی با هنرمندانی چون" حسن شمائی زاده"و مرحوم "واروژان"به عنوان آهنگ ساز و "شهیار قنبری"به عنوان ترا نه سرا به چشم می خورد.

بعضی از آلبوم های این هنرمند عبارت است از:

"دو ماهی ,دو پنجره, فصل,حرف, جاده ,کویر,کوه, من وگنجشگ ها,مرداب1و2,پل و..."

گوگوش علاوه بر خوانندگی در زمینه بازیگری نیز بسیار فعال و پر فروق ظاهر شد.و در فیلمهای مشهوری چون" بیم و امید, گدایان تهران, ستاره ی هفت آسمون, سه دیوانه, پنجره ,احساس داغ ,بی تا ,ممل آمریکایی, شب غریبان, همسفر, ماه عسل, نا زنین, در امتداد شب و امشب اشکی می ریزد" ایفای نقش کرد.

خوا نندگی وی تا مدتی با مشکل روبه رو شد تا اینکه در سال 1379 با اجرای کنسرتی در کا نادا دوباره به دنیای هنر بازگشت.

همکاری وی با خواننده جوان و نچندان مطرح همچون "مهرداد آسمانی" که در همین اواخرصورت گرفت  تا حدودی محبو بیتش را کاهش داد و مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان موسیقی قرار گرفت.

برای این هنرمند عزیز در همه جای دنیا آرزوی موفقیت می کنیم.

 

همه شیفته و سرمست       تو رویا مونده در بست

 

چه خوابها که ندیدیم        برادر خاطرت هست؟

پایدار باشید

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 و ساعت 23:8
بعد یه مدت طولانی!!! 

سلام به همه...

من بعد يه مدت نسبتا طولاني برگشتم.اين بار با يه مطلب نسبتا جديد.

 

شعری بسيار زيبا از مهدی سهیلی و از کتاب اشک مهتاب  را تقدیم حضورتان می کنم:

 

ای رفته از برم به دیاران دوردست!

با هر نگین اشک به چشم تر منی

هر جا که عشق هست و صفا هست و بوسه هست

درخاطر منی.

 

هر شامگه که جامه نیلین آسمان

پولک نشان ز نقش هزاران ستاره است

هر شب که مه چو دانه الماس بی رقیب

برگوش شب به جلوه، چنان گوشواره است

آن بوسه ها و زمزمه های شبانه را

یاد آور منی

در خاطر منی.

 

 در موسم بهار

کز مهر بامداد

تکدختر نسیم

مشاطه وار موی مرا شانه می کند

آندم که شاخ پر گل باغی بدست باد

خم می شود که بوسه زند بر لبان من

وانگاه نرم نرم

گلهای خویش را به سرم دانه می کند

آن لحظه ای رمیده ز من ! در بر منی

در خاطر منی.

 

هر روز نیمه ابری پاییز دلپسند

کز تند بادها

با دست هر درخت

صدها هزار برگ ز هرسو چو پول زرد

رقصنده در هواست

وآن روزها که در کف این آبی بلند

خورشید نیمروز

چون سکه طلاست

تنها توئی توئی تو که روشنگر منی

در خاطر منی.

 

هر سال چون سپاه زمستان فرا رسد

از راه های دور

در بامداد سرد که بر ناودان کوی

قندیل های یخ

دارد شکوه و جلوه آویزه بلور

آن لحظه ها که رقص کند برف در فضا

همچون کبوتری

وانگه برای بوسه نشینند مست و شاد

پروانه های برف به مژگان دختری

در پیش دیده من و در منظر منی

در خاطر منی.

 

اردیبهشت ماه

یعنی زمان دلبری دختر بهار

کز تک چراغ لاله، چراغانی است باد

وز غنچه های سرخ

تک تک میان سبزه، فروزان بود چراغ

وانگه که عاشقانه بپیچد به دلبری

بر شاخ نسترن

نیلوفری سپید

آید مرا به یاد که: نیلوفر منی

در خاطر منی.

 

هر جا که بزم هست و زنم جام را به جام

در گوش من صدای تو گوید که: نوش، نوش

اشکم دود به چهره و لب می نهم بجام

شاید روم زهوش

باور نمی کنی که بگویم حکایتی

آن لحظه ای که جام بلورین بلب نهم

در ساغر منی

در خاطر منی.

 

بر گرد ای پرنده رنجیده، باز گرد

بازآ که خلوت دل من آشیان تست

در راه، در گذر

در خانه در اطاق

هر سو نشان تست

با چلچراغ یاد تو نورانی ام هنوز

پنداشتی که نور تو خاموش می شود؟

پنداشتی که رفتی و کار گذشته مرد؟

وآن عشق پایدار فراموش می شود؟

نه، ای امید من

دیوانه توام

افسونگر منی

هر جا، به هر زمان

در خاطر منی.

 

 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 11:59
من اگه خدا بودم...؟؟؟!!!! 

سلام به همه...

 

. این همه از ابی تعریف کردم حالا قصد دارم یه انتقاد منطقی ازش کنم:

 

اگه آلبوم جدید ابی رو شنیده باشید حتما به آهنگ (من اگه خدا بودم) برخورد کردید.شاید هم تا

 

 حدودی شگفت زده شده با شید..شاید هم شما اعتقاد داشته باشید که این آهنگ کفره!!! شعرش رو

 

 زویا زاکاریان گفته و آهنگش مال شوبرت آواکیانه . من با بعضی از دوستان که راجع به این آهنگ

 

 صحبت کردم و اکثرا گفتند: (این آهنگ با این که ملودی خوب و قشنگی داره  ولی شعرش برای ما

 

 قا بل هضم نیست) خب منم تا حدی چنین اعتقادی دارم.چون به هر حال خدا بهتر از زویا(شاعر

 

 ترانه) میدونه داره چکار میکنه(نه؟؟؟؟؟؟!!!!)

 

بعضی از نا راضی های این آهنگ ابی رو مقصر نمی دونند و میگن با ید شاعرش مورد سرزنش

 

 قرار بگیره.ولی به نظر من اگه کسی این وسط مقصر باشه اون ابیه!! چون به هر حال بعد از

 

 همکاری آهنگساز و خواننده در ساختن ترانه این خواننده است که اونو تایید می کنه. ولی با همه

 

 این اوصاف این ترانه واقعا ملودی و آهنگ قسنگی داره.یادمه یه جای شعرش می گه (اگه کفره

 

 کلام من یکی حرفی بگه بهتر)واقعا میشه از اینا بهتر گفت .حتی می شه زلزله ی بم رو گذاشت پای

 

 تقدیر.

 

به هر حال ابی در اوج دنیای حرفه اش به سر می بره و امیدوارم این انتقادات بپذیره

 

پایدار باشید.

 

 

من اگه خدا بودم شهر بم هرگز نمی لرزید

نیمه شب اون غنچه ی نوزاد از نگاه مرگ نمی ترسید

من اگه خدا بودم ما درای دجله ی خونین نمی مردند

از فرات سرخ آلوده نو عروسا ماهیه مرده نمی خوردند

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 و ساعت 15:20
ترانه سرایان ابی؟؟!!! 

با سلام خدمت دوستان...

 

در این مطلب قصد دارم از ترانه سرایان ابی یادی داشته باشم تا هم بررسی آثار موفق را داشته

 

 باشیم و هم فعالترین آنها را بشناسیم.(البته بجز آلبوم حسرت پرواز)

 

در صدر این لیست اردلان سرفراز قرار می گیرد که حدود 30 ترانه برای ابی عزیز سروده اند که

 

شاهکارهایی مثل بگو ای یار بگو، دلبر، جواب، ستاره دنباله دار، عسل و راز همیشگی شدن را

 

 نام برد. بی شک ایشان از تأثیرگذار ترین افراد در کارهای آقای صدا هستند.

 

نفر بعد که شک داشتیم وی را اول بزنیم یا دوم ایرج جنتی عطایی می باشند. ایشان هم ترانه هایی

 

 را برای ابی سروده اند که صد البته همیشگی خواهند بود. در مجموع ایرج عزیز 25 ترانه برای

 

 ابی سروده است. از همیشگی ترین آنها باید به درخت، پوست شیر، خاکستری، چیزی بگو،

 

ستاره های سربی، شب نیلوفری و تپش اشاره کرد.

 

پس از این دو عزیز شهیار قنبری با 5 ترانه در مکان بعدی قرار می گیرد که پس از ترانه نون و

 

 پنیر و سبزی شاید بهترین ترانه وی عطر تو باشد.

 

سپس منصور تهرانی با 5 ترانه که بهترین آن شاید باغ بلور باشد قرار می گیرد.

 

نفر بعد هدیه است که 4 ترانه را سروده و بهترین آنها شاید قصه عشق باشد که صادق نوجوکی

 

 عزیز آهنگ آن را ساخته است.

 

پس از هدیه، مسعود امینی ( ترانه قبله )، هما میر افشار(ترانه  دوراهی) و بیژن سمندر( ترانه

 

کوه یخ) هر کدام با 3 ترانه قرار دارند و زویا زاکاریان ( شبزده)، ژاکلین (باتو) و فرهاد شیبانی

 

 (نازی ناز کن) هر کدام با 2 ترانه در مکان های بعدی قرار می گیرند.

 

علاوه بر عزیزان فوق بسیاری از ترانه سرایان نیز بوده اند که تنها یک کار را برای ابی سروده

 

 اند که به دلیل کثرت از ذکر نامشان خودداری می کنیم.

 

پایدار باشید .

 در ضمن بیوگرافی کامل ابی رو می تونید در وبلاگ دوست خوبم ببینید.

http://www.ebi-28.blogfa.com

اون درختِ سر بلند ِ پرغرور

كه سرش داره به خورشيد مي رسه


منم ، منم


اون درخت تن سپرده به تبر

 

كه واسه پرنده ها دلواپسه

 
منم ، منم



|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه هفتم شهریور 1385 و ساعت 13:39
آهنگ سازان ابی!! 

با عرض سلام خدمت همه دوستان.

 

ابی!!خواننده ای که هیچ وقت از یاد نمیره.کسی که امروز لقب آقای صدای ایران فقط و فقط  شایسته ی  اونه.

 

ولی ابی  همه موفقیتش از خودش نیست . آهنگ سازان بسیاری ابی رو تو کاراش کمک کردندکه قصد دارم

 

به همکاری های اونا با ابی بپردازم.

 

اولين كسي كه به آن اشاره مي‌كنم فريد زولاند است كه بيش از 33 آهنگ براي ابي ساخته‌اند كه

 

انصافاَ بسيار ماندگار و زيبا هستند از بهترين‌هاي آن مي‌توان به مست چشات, معلم بد, عطر تو,

 

بنويس, گريه نكن, عسل,غريبه, دلبر,شما و تورا نگاه مي‌كنم اشاره كرد.

 

نفر بعدي سياوش قميشي است كه ايشان هم بيش از 27 آهنگ را براي ابي ساخته‌اند و اگر

 

بگوييم شاهكار‌هاي ابي را اين هنرمند ساخته است گزاف نگفته‌ايم. اگر قرار باشد به آهنگهاي

 

ماندگار سياوش اشاره كنيم بايد از آخر قصه, دوراهي, اقاقي, غريبه, قبله, كوه يخ, كي اشكاتو پاك

 

 مي‌كنه, مداد رنگي, ستاره دنباله دار, درخت, چيزي بگو و شب نيلوفري اشاره كنيم.

 

بابك بيات آهنگساز تواناي سرزمينمان ايران 8 ترانه را براي ابي ساخته است كه شايد بهترين

 

آنها سايه, تپش, خاكستري ( روح بزرگوار), خاتون و خورجين باشد.

 

محمد شمس و آندرانيك با 4 آهنگ در مكان بعدي قرار مي‌گيرند كه از كارهاي ايشان مي‌توان به

 

 غربت و حيلت رها كن از محمد شمس و خانه سرخ و منو ببخش از آندرانيك  اشاره داشت.

 

اسفنديار منفرد زاده ( هلا) و تورج شعبانخاني ( نازي ناز كن) با 3 آهنگ در رتبه بعدي جاي

 

مي‌گيرند.

 

و نهايتاَ حسن شماعي زاده ( باغ بلور ), فرخ آهي ( باتو), سلي (شب زخمي ) و صادق نوجوكي

 

 ( قصه عشق) با 2 آهنگ در انتها قرار مي‌گيرند.

 

ولی ابی با آلبوم جدید دست به کار تازه ای زد و اونم همکاری با شوبرت آواکیان بود.بر خلاف

 

 انتظار سایرین این آلبوم هم مثل سایر کارها ی ابی شاهکار بود. این آلبوم بر گرفته از 8 آهنگ

 

زیبا و ماندگار که از قشنگ ترین آنها می توان به (صدام کردی و بانوی خاوری)اشاره کرد

 

براي همه اين عزيزان آرزوي موفقيت داريم و اميدواريم در ادامه شاهد كارهاي زيبا و ماندگار از

 

اين عزيزان, چون گذشته باشيم.

 

 

از این تک بستر تنهایی عشق
از این دنج سقوط آخر من
صدام کردی که برگردم به پرواز

به اوج حس سبز با تو بودن
صدام کردی که رو خاموشی من
یه دامن یاس نورانی بپاشی
برهنه از هراس و تازه از عشق

توی آغوش جان من رهاشی
صدام کردی صدام کردی نگو نه! ...

 

 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در جمعه سوم شهریور 1385 و ساعت 12:53
داریوش اقبالی 

   

 

  بدون شک او پدیده ای درتاریخ موسیقی ایران است،ترانه های داریوش از خواسته ها و

 

   افکار مردم ایران در سه دهه اخیر متاثر گشته.داریوش افسانه است.اویکی از هزاران

 

 خواننده ایست که در دوران معاصر چون ستاره میدرخشد.ترانه های او در ارتباطی نزدیک

 

 با رنج و خوشی زندگی متداول ایرانیان است،مردمانی سختی کشیده و دوستدار آزادی.او با

 

بیانی ژرف و بدور از اغراق به بیان احساسات ایرانیان می پردازد. موسیقی او همانند

 

شعراش دارای نظم است،احساسات ژرف و عمیق،از اینرو ترانه های داریوش درقلب مردم جای دارد.

داریوش در ۱۵ بهمن سال ۱۳۲۹ خورشیدی درتهران بدنیا آمد.اوسالهای اولیه عمر خود را

در میانه،کرج و کردستان سپری کرد.استعداد خدادادی او در ۹ سالگی و در زمانی که برای

 اولین بار برروی صحنه سن مدرسه قرار گرفت آشکار شد و در ۲۰ سالگی توسط حسن

خیاط باشی از تلویزیون ایران به مردم معرفی شد و با ترانه افسانه و جاوید"بمن نگو دوست

دارم"درقلب مردم جای گرفت.اوبا پیدایش عصر بی همتای سبک نوین موسیقی ایران همدوره بود.

 داریوش هرگز با عقاید تحمیلی به اجتماع خود سازگار نبود،ترانه های او حاصل اشعار و

موسیقی انسانهایی وارسته چون شاملو،نادرپور،جنتی عطایی،قنبری وبیات است.این موضوع

 سبب گشت تا ترانه های او در رابطه با عشق،صلح،آزادی و عدالت سروده شوند.پس از

 انقلاب دیگر عرصه ای برای داریوش و هنرش نبود ازاینرو وی از سرزمین مادری خود کوچ کرد.

کارهای او شامل بیش از ۲۰۰ ترانه در ۲۵ آلبوم است.


داریوش در هنر عکاسی نیز صاحب سبک است،همچنین در دو فیلم سینمایی "یاران" و

 

"فریاد زیرآب" نیز ایفای نقش نموده.ترانه ها و پیامهای داریوش بسیار جلوتر از تفکرات عصر اوست.
حتی جهان عرب نیز با سبک غنی داریوش آشناست و ترانه های او را پذیرفته است،در

 

 فستیوال موسیقی،فیلم ورسانه های تصویری که چندی پیش در بحرین برگذار شد داریوش

 

 بعنوان نماینده سبک معاصر و منحصر بفرد موسیقی ایران این سبک را به جهان معرفی

 

کرد و برنده بالاترین نشان صلح گشت. وی در مراسم اختتامیه این جشنواره ندای آزادی را

 

بخصوص برای سرزمین مادری خود ایران، سرداد.

 

 


 



 

|+|
نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه یکم شهریور 1385 و ساعت 6:6